براي كساني كه اخبار برگزاري نشست سازمان همكاري هاي منطقهاي شانگهاي را پيگيري مي كردند، جاي خالي يك خبر بسيار محسوس بود : ملاقات احمدينژاد وپوتين
ايـن درحـالـي اسـت كـه در ماههاي گذشته، برخي رسانههاي داخلي اختلاف ميان بوش و پوتين را با بزرگ نمايي هاي خاص منعكس و آن را نشانهاي از شكست سيـاستهاي آمريكا در منطقه و وجود پتانسيل هاي قابل توجه براي همكاري ايران با روسيه دانسته اند.
اين رسانه ها كه حامي سياست هاي خارجي دولت نهم در برابر منتقدان هستند، با تكيه بر همين فرضيات، گسترش روابط با روسيه و سكوت در برابر رفتار مشمئز كننده روسيه نسبت به پرونده هستهاي ايران و پروژه نيروگاه بوشهر را توجيه مي كردند.
البته برخي از مشاوران رئيس جمهور ايران تلاش كردند كه اين عدم ملاقات را يك امر عادي جلوه دهند. اما هر كسي مي داند كه در شرايط فعلي، ديدار دو رئيس جمهور مي توانست پيام هاي مهم سياسي براي قدرت هاي منطقه اي و جهاني ارسال نمايد و عدم ملاقات نيز مفاهيم خاص دارد. زيرا از يك سو تا آغاز دور بعدي بررسي ها نسبت به پرونده هسته اي ايران توسط قدرت هاي جهاني، زمان زيادي باقي نمانده و از سوي ديگر ، در شرايط فعلي كه روسيه بر سر موضوع استقرار سيستم دفاع موشكي با آمـريكا مشكل دارد، فرصت مناسبي در اختيار ايران قرار داشت تا از نياز روسيه به همكاري ايران استفاده و در برابر امتيازات فراواني كه تاكنون نصيب آن كشور شده است امتيازاتي به نفع كشورمان اخذ شود. در اجلاس سازمان شانگهاي، روساي جمهور چين و روسيه ديدار كردند تا رسيدن حجم مبادلات اقتصادي دو كشور به 40 ميليارد دلار را قطعي كنند. برخي خبرگزاري ها نيز از موضع مشترك ايران ، روسيه و چين عليه اقـدامـات آمــريكـا در منطقـه خبـر دادند. بخشي از سخنراني آقاي احمدي نژاد در اين اجلاس هم به موضوع سپر دفاع موشكي آمريكا اختصاص داشت كه اصلي ترين دغدغه روسيه در شرايط فعلي مي باشد. به عبارت ديگر، برنده اصلي اين اجلاس روسيه بود كه توانست زمينه گسترش روابط اقتصادي با قدرت بزرگي همچون چين را فراهم و در ضمن از دو قدرت منطقهاي و جـهــانــي-ايــران و روسيـه - اظهـارات و بيانيههايي عليه آمريكا اخـذ و نهـايتا شرايطي ايجاد كند كه با كارتهاي متعدد وارد مذاكره و بازي با آمريكا شود و همچون هميشه با فرصت طلبي هاي ويژه خود، به قيمت زير پا گذاردن مـنـافـع سـايـر كـشورها، به منافع بيشتري دسترسي پيدا كند.
در حالي كه ايران ميتوانست هرگونه اظهارنظر در مورد موضوعاتي كه بيش از درگيـري ايران و امريكا، به درگيريهاي روسيه و امريكا مرتبط است را به حصول اطمينان از موضعگيري مشابه روسيه نسبت بـه مهمتـريـن چـالـش كنوني در سياست خارجي ايران يعني پرونده هستهاي ايران موكول نمايد.
عدم ملاقات احمدي نژاد با پوتين، اگر به خاطر عدم درخواست طرف ايراني باشد ميتواند موجب انتقاد از برنامهريزان اين سفر شود. زيرا اين اجلاس يكي از بهترين فرصتها و شايد تنها فرصت باقيمانده تا بـرگـزاري نـشـسـتهـاي شـوراي امـنـيت، شوراي حكام و گروه 1+5 در مورد پرونده هستهاي ايران بود كه ايران ميتوانست از آن براي پيگيري بعضي از حقوق مسلم ايران در پروژههاي هستهاي استفاده نمايد.
البته روسيه قبلاً عدم همراهي خود با ايران را ثابت كرده است اما به هر حال مذاكره مستقيم با پوتين در اين اجلاس ميتوانست روشن كننده بسياري از حقايق باشد.
از سوي ديگر، اگر هيأت ايراني مترصد ملاقات با پوتين بوده و طرف روسي با محـاسبات فرصت طلبانه، از پذيرش آن خـودداري كـرده بـاشـد، اين موضوع نيز مفاهيم خاصي دارد و غفلت از آن، به معناي غفلت از برخي حوادث قطعي در آينده خواهد بود.
در اين مورد، سخن بسيار است كه شايد بهتر باشد پيگيري آن به زماني موكول شود كه مسئولان دستگاه ديپلماسي خارجي ايران، با ارائه توضيحات لازم، برخي از شائبههاي موجود در اين مورد را برطرف كرده باشند.